تبليغاتX
ای کاش می شد لحظه ها دریا شوند

قصد از نوشتن آرامش است هر چند اين گونه نوشتن تازه شروع طوفان است

من تموم قصه هام قصه ي توست
من تموم قصه هام قصه ي توست اگر غمگين از غصه توست يدفعه مثل يه آهو توي صحراها رميدي بس كه چشاي تو قشنگ بود گله گرگو نديدي دل نبود توي دلم تورو گرگا نبينن و با دندون تيز به كمينت نشينن الهي من فداي تو چيكار كنم براي تو اگر تو اين بيابونا خاري بره بپاي تو.
يدفعه مثل پرنده قفس عشقو شكستي پر زدي تو آسمونا رفتي اون دورا نشستي دل نبود توي دلم گم نشي توي كوچه باغا.
غروبا كه تاريكه نريزن سرت كلاغا نخوره زمين بالت پرت نشه فكرو خيالت من تموم قصه هام قصه توست اگر غمگين از غصه توست
يدفعه مثل يه گل رفتي تودست خزون سيلو بارونو تگرگ ميومد ار آسمون بردمت توي گلخونه كه نريزه روي سرت كه يوخت خيس نشه يخ كنه بالو پرت نشكني زير تگرگ نريزي از توي برگ من تموم قصه هام قصه ي توست
يدفعه مثل يه شمع داشتي خاموش ميشدي اگر پروانه نبود تو فراموش ميشدي آره پروانه شدم كه پرام سوخته شه توي آتيش دل تو دلم سوخته شه كه بسوزه پروبالم كه راحت شه خيالم دارم از تو مينوسيم تو كه غم داره نگات اگر دوست داشتي بگو كه بازم بگم برات اونقده ميگم تا خسته شم با عشق تو شكسته شم

|+| نوشته شده توسط Ahmad در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 17:33 |
باز امروز خبري نشد امروز بيشتر از روزاي ديگه دلم گرفته دلم براش خيلي تنگه دلم داره براي ديدنش شنيدن صداش داره پر پر ميزنه خداااااااااااااااااايا اين چه رسمشه كه با غرورش داره منو له ميكنه داره منو از همه چي زده ميكنه خدايا تو رو به اون كسي كه برات عزيز قسمت ميدم عزيز منو بهم برگردون آخه من چيكار كردم بايد اينجوري مجازات بشم خدايا داره نا اميد ميشم نا اميد از همه چي نا اميد از زندگي كردن از وجودم روي زمين

حتما بايد بلايي سرم بياد تا دلش به رحم بياد دلش برام بسوزه دوباره مثل اونروزا .................

|+| نوشته شده توسط Ahmad در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت 16:22 |
درد دل
سلام

اومدم بعد از مدتها حرف بزنم درد دل كنم كسي كه نيست به درد دل من بدبخت گوش كنه اومدم بگم چقدر بده كسي يه همدرد يه همدل يه همزبون يه همراه يكي كه باهاش حرف بزني بهش بگي دوست دارمو ...... هي

تنهام گذاشته الان با امروز ميشه 3 ماه بعد از 5 سال تنهام گذاشته ديگه ......م نيست كه از سر كار بهش زنگ بزنمو با شنيدن صداش خستگي كل روز از تنم بيرون بره بدتر داره روزا برام مثل يه سال ميگذره روزارو شب ميكنم به اميد روزي كه برگرده بگه :(بد كردم ميدونم بد كردم تو ببخش)

ميگن جدايي فراموشي مياره شماها بگيد راست ميگن ؟؟

الهي بميرمو نبينم اون روزي كه دستش تو دست يكي ديگست نبينم يه مرد ديگه داره ترو خشكش ميكنه نبينم تو آغوش يكي ديگه خوابش برده :((

 ميگن كسي كسيرو دوست داشته باشه بخاطرش هركاري ميكنه تا آخر عمر سايشون بالا سر همديگه باشه اما شماها بگيد اين رسمشه كه بخاطر موضوعاتي كه ميشه حلش كرد منو تنها بزاره منو زير پاش بزاره منو مثل خاك زير پاش كنه ارزش ديگه قائل نباشه خدا خدا خدا تو بگو چي كار كنم تو بگو چه گناهي كردم كه مستهق يه همچين عذابي خودت ميدوني از سر احساس نيست اين كلام من حقيقت تلخيه اما مادرم پدرم برادرمو چيكار كنم خدايا ميخوام يه كاري كنم كه حتي تو اين دنيا نباشم خودت صبري به خانوادم بده

تا 2 ماه ديگه صبر ميكنم اگر درست شد كه شد اگر نشد منو خودت خلاص كن منو از رو زمين بردار

|+| نوشته شده توسط Ahmad در شنبه هجدهم مهر 1388 ساعت 17:35 |
ای زیبای محض..........................!!

         چنانت محتاجم که بی تو زندگی ام نیست و چنانت مشتاقم، که جز تو، دل دادگی ام

چندانت مهربان یافتم، که تنها به تو دل باختم

               ای آن که نامت بلند است و حدیث بودنت، بی چون و چند! ای زیبای محض!

|+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 ساعت 16:26 |
عزت نفس نداشته باشي هيچ................................!!
گوته مي گويد: «اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند»، «اگر سالم نيستي، هستند افرادي که با معلوليت و بيماري زندگي مي کنند»، «اگر زيبا نيستي برخورد درست با زشتي هم وجود دارد»، «اگر جوان نيستي، همه با چهره پيري مواجه مي شوند»، «اگر تحصيلات عالي نداري با کمي سواد هم مي توان زندگي کرد»، «اگر قدرت سياسي و مقام نداري، مشاغل مهم متعلق به معدودي انسان هاست» ،اما،« اگر عزت نفس نداري_ برو بمير که هيچ نداري»
|+| نوشته شده توسط Ahmad در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 20:8 |
باورم کن .................................!!
باورم کن بی تو تنـهام تو نباشی سـرد دنـیام بزار آدما بدونن عاشقـم عاشقی رسوا اگه روزی بدونن که تو دیگه منو نمیـخوایی اگــه دنـیا منو بخواد بی تو من دنــیا نمیخوام .

      .بـــی تو من یه بی پناهم تو قشنگترین پناهی دستام بگیر تو دستات لحظه دل بی قراری.

بــار عشقمو نمیشه حتــی رو روحم بزاری من که تک ســـوار دنیام واسه عاشقسواری.

      .بـــی تو من یه بی پناهم تو قشنگترین پناهی دستام بگیر تو دستات لحظه دل بی قراری.

|+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 18:49 |

خدایا شاهد تنهایم باش بین غمها تنها ناجی ام باش پر پرواز من دیریست بسته تو بگشا در آزادیم باش اسیر تند موجهای خشمم تــو آرام دل دریـایم باش دل خسته خریداری نداره تو خواهان صفای ذاتی ام باش در این آشـفته بازار محبت تو تنها شـاهد ارزانی ام باش

میدونید چیه هر آدمی نمیوتنه سنگ صبور باشه نمیتونه با هر اخلاقی طا کنه نمیتونه با هر کسی زندگی کنه نمیتونه سفره دلشو باز کنهو بغض گلوش بترکو یهو داد بزنه خـــــدا چرا چرا این آدمایی که محبت تو درونش رخمه کرده چرا باید یهویی همه چیو زیر پاشون بزارنو همه چیو یهویی فراموش کنن بدن دست باد بابا یارو با هزار امید اومده بعد تو میخوایی یه روزی همه چیو فراموش کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟بعد منتظر کسی باشن کسی که تا آخر عمر دهنش بسته باشه و هیچی نگه فقط مثل یه الاغ یه خر فقط حرف بشنو و هیچی نگه چــــــــــرا؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط Ahmad در شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 21:41 |
سلامم را پذیرا باش.............................!!
صدایم سلامی است از هوای سبز دشت محبت به تو که صداقت صدای جویباران را می ستایی به تو که شور و احساس پروانه ها را درک میکنی سلامم را پذیرا باش 

 

 

 

 

 

 

نمیدونم چی بگم فقط دلم خیلی گرفته بعضی وقتا انقدر باهاش بد صحبت میکنم که با صبوریش تمام وجودم میشه خجالت من نمیتونم چیزی بگم جز اینکه تا به اشتباه خودم پی نبرم نمیتونم چیزی بگم

|+| نوشته شده توسط Ahmad در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 20:27 |
یه جمله ایی هست میگن :
یه جمله ایی هست میگن :

              (( یه روز از کنار دریا عبور کردی یه عمر امواجش برای بوسیدن پات میان و میرن ))

نقل از ما شده یه بار اومدی تو ذهن ما حالا امواج عصبیم برای لمس کردن یاد تو هر چند ثانیه یک بار تو رو به یادم میارن به خاطر همینه که میگم لحظه به لحظه ثانیه های عمرم داره با یاد تو میگذره .

                  مم خیـــلی خیـــلی دوست دارم

|+| نوشته شده توسط Ahmad در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 21:58 |
تو مگه عمر منی که دم و باز دمم تو رو فریاد میزنه فقط تو رو داره فریاد میزنه !!
اونقدر از تو میگم که میون اسم تو توی آسون عشق رنگین کمون پیدا بشه اونقدر از عاشق میشم که تو سرزمین عشق بعد مجنون یه نفر صاحب بشه و پیدا نشه تـــو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه تو مگه عمر منی که دم و باز دمم تو رو فریاد میزنه فقط تو رو داره فریاد میزنه تو هوای تازه زندگی هستی که تو قصر آرزوهایم نشستی تو همون معجزه و لطف خـدایی که طلـسم ناامـیدیمو شکستی تـــو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه تو مگه عمر منی که دم و باز دمم تو رو فریاد میزنه فقط تو رو داره فریاد میزنه.میون گلـها نرو سخـت پـیدا کردنت آخـه تو خودت گـلی چقـدر قشنگ دیدنت تـــو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منه تو مگه عمر منی که دم و باز دمم تو رو فریاد میزنه فقط تو رو داره فریاد میزنه

                  میون گلـها نرو سخـت پـیدا کردنت آخـه تو خودت گـلی

|+| نوشته شده توسط Ahmad در جمعه نوزدهم بهمن 1386 ساعت 20:58 |
با تو میمونم واسه همیشه .................................!!
 خوندن من یه بهانست یه سروده عاشقانست من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم تو خود دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه میمیرم بی تو من عشقت رو به همه دنیا نمیدم حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم با تو میمونم واسه همیشه اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیا رو میدم با تو میمونم واسه همیشه خاطرات تورو چه خوب چه بد حک میکنم تو تنهاییام فقط به تو فکر میکنم با تو میمونم واسه همیشه اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیا رو میدم با تو میمونم واسه همیشه

                        واست میمیرم جواب دنیا رو میدم

|+| نوشته شده توسط Ahmad در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 19:34 |
شهرت گم شده.....................................!!

میان همه جویها که همراه همه رودها بدریا سرازیر میشدند جوی کوچکی هم بود که میل سرازیر شدن بدریا را نداشت وقتی سایر جویها پرسیدند چرا ؟ گفت:من هر چند در مقابل عظمت دریا بس ناچیز وخوارم!....اما من....  ((گمنامی گم نشده)) را بیشتر از ((شهرت گم شده)) دوست دارم....

|+| نوشته شده توسط Ahmad در شنبه بیست و ششم آبان 1386 ساعت 21:0 |
سیب هميشه سرخ و تب دار ..................!!
لا لا لا لا نخواب دنيا خسيسه . واسه كم آدمي خوب مي نويسه . يكي لبهاش تو خوابم غرق خنده است يكي پلكاش تو خوابم خيسه خيسه .لا لا لا لا نخواب عاشق يه سيبه هميشه سرخ و تب دار و غريبه تا اون بالاست رسيده است ولي تنهاست پايين هم كه مي افته بي نصيبه.
|+| نوشته شده توسط Ahmad در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 20:21 |
مادر............................................!!

مردی در مقابل گل فروشی ایستاده بود و می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگر بود سفارش دهد تا برایش ارسال کند . وقتی از گل فروشی خارج شددختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه می کرد . مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : (دختر خوب چرا گریه می کنی؟)دخترک در حالی که گریه کرد گفت :(می خواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی فقط 75 سنت دارم در حالی که گل رز 2 دلار می شود . مرد لبخندی  زد و گفت : (با من بیا من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ می خرم). وقتی از گل فروشی خارج شدند مرد به دختر گفت: مادرت کجاست می خواهم تو را برسانم ؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت آنجا و به قبرستان آن طرف اشاره کرد. مرد او را به قبرستان برد و دختر روی یک قبره تازه نشست و گل را آنجا گذاشت مرد دلش شکست طاقت نیاورد به گل فروشی بر گشت دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد .

|+| نوشته شده توسط Ahmad در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 19:11 |
قصه سادگی گمشدمون...................................!!
اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم از دل تنگ تموم آدما از شب و روز خدا خـط میزنم اگه دستم برسه به آسمون با ستاره ها قیامت میکنم نمیزارم کسی عاشق نباشه ماه بین همه قسمت میکنم وقتی گاهی منو دل تنها میشیم حرفای نگفتنی رو میشه دید میشه تو سکوت بین ما دو تا خیلی از ندیدنیها رو شنید قصه جدایی ما آدما قصه دوری ماست از خودمون دوری از من و تو از لحظه عشق قصه سادگی گمشدمون.

پس نزارید بین خودتون و دلتون فاصله ایی بیفته تا اتفاقی بنام جـدایی پیش بیاد تا طرف مقابلتونو مقصر این بدونین که تنهاتون گذاشته از عشق فاصله گرفتن همانا از عزیزت دور شدنم همانا.

بخاطر بودن با تو و زیستن با تو هیچ وقت کلمه ایی بنام عشق را که آویزه گوش کردم فراموش نخواهم کرد.

                            مم خیلی دوست دارم

|+| نوشته شده توسط Ahmad در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 18:52 |
بر دفتر قلبم می نویسم .............................!!

بر دفتر قلبم که هر برگش را به نام تو شروع کردم می نویسم : زیستن را نه برای زندگی بلکه برای رسیدن به تو می خواهم.

|+| نوشته شده توسط Ahmad در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 ساعت 19:43 |
حقيقت عريان و زشت است . دروغ زيبا و فريبنده........!!
روزي دروغ به حقيقت گفت : ميل داري با هم شناکنيم حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول او را خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند .حقيقت لباسش را در آورد. دروغ حيله گر فورا" لباسهاي او را پوشيد . از آن روزبه بعد هميشه حقيقت عريان و زشت است و دروغ در لباس حقيقت زيبا و فريبنده.

|+| نوشته شده توسط Ahmad در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 ساعت 18:34 |
تنهایی................................!!
همیشه از چیزی که بدت میاد مثله چسب بهت میاد میچسبه ولت نمیکنه حالا ما از تنهایی بدمون میاد نصیبمون شده اگرچه در ظاهر اینطور نیست ولی..........نمیدونم ولی خداکنه که این تنهایی پایانی خوش داشته باشه و ما نشیم جریان اون جوجه تیغی که در ظاهر قشنگه و مهربون ولی هیچکس حاظر نیست که اونو بغل کنه اونو از تنهایی درش بیاره.
|+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 ساعت 19:7 |
به اميد سلام عشق هميشه از تو ميخوانم ...................!!

سلام آهنگ هر سازم سلام اي زندگي سازم . تمام هستي ام را من به چشماي تو مي بازم . چشات همرنگ خورشيده قشنگه صبح اميده ميون اين همه گلها چشام تنها تو را ديده . تو عطر رازقي هستي  . تو شوق عاشقي هستي . نجابت از تو مي باره تو مثل زندگي هستي . به اميد سلام عشق هميشه از تو ميخوانم توي تبعيد و تنهايي به ياد تو که مي مانم .

|+| نوشته شده توسط Ahmad در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 ساعت 19:17 |
تو یعنی...........................!!

اگر دریای دل آبی‌ست تویی فانوس زیبایش.اگر آینه یك دنیاست تویی معنای دنیایش.تو یعنی دسته‌ای گل را ز آن سوی افق چیدن.تو یعنی پاكی باران.تو یعنی لذت دیدن.تو یعنی یك شقایق به یك پروانه بخشیدن.تو یعنی از سحر تا شب به زیبایی درخشیدن.تو یعنی یك كبوتر را ز تنهایی رها كردن.خدای آسمان‌ها را به آرامی صدا كردن.تو یعنی مثل نیلوفر همیشه مهربان بودن.تو یعنی باغی از مریم.تو یعنی كهكشان بودن.تو یعنی چتری از احساس برای قلب بارانی.تو یعنی پیك آزادی برای روح زندانی.تو یعنی در زمستان‌ها به فكر پونه افتادن.تو یعنی روح باران را متین و ساده بوسیدن و یا در پاسخ یك لطف به روی غنچه خندیدن.اگرچه دوری از اینجا تو یعنی اوج زیبایی. كنارم هستی و هر شب به خوابم باز می‌آیی برای قلب بارانی . تو یعنی پیك آزادی برای روح زندانی.تو یعنی در زمستان‌ها به فكر پونه افتادن.تو یعنی روح باران را متین و ساده بوسیدن و یا در پاسخ یك لطف به روی غنچه خندیدن اگرچه دوری از اینجا تو یعنی اوج زیبایی. كنارم هستی و هر شب به خوابم باز می‌آیی.

|+| نوشته شده توسط Ahmad در شنبه بیست و یکم مهر 1386 ساعت 19:22 |
كه بدون مهر و امضا توي قلبم پا گذاشتي ...........................!!

دنيارو به پات ميريزم همه شاديهاي دل رو ميخوام رو سرت بريزم با مداد رنگي چشمات روي قلبم چي نوشتي كه بدون مهر و امضا توي قلبم پا گذاشتي

                        دلم خیلی برات تنگ شده مم

واقعا" چه سخته دوری عزیزت که هر وقت میخوایی ببینیش نمیتونی

|+| نوشته شده توسط Ahmad در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 20:23 |
یا علی.........................!!
 

                  تو رو به علی قسمتون میدم تو این شبا منو یادتون نره

                         

|+| نوشته شده توسط Ahmad در یکشنبه هشتم مهر 1386 ساعت 21:14 |
نفسام بیتو نایی نداره ......................................!!
عشق منی تو چشام نگاه کن که بهت بگم مال منی

گریه نکن بخدا تورو دوست دارم ای خدا کاری بکن تا بفهمه چقدر براش میمیرم بدون اون میمیرم . جون منی عشق منی تو چشام نگاه کن که بهت بگم عمر منی چقدر میخوامت!دوست دارم بقدر آسمون تنها شدم ای مهربون بیا بیا پیشم بمون بیا که نفسام بیتو نایی نداره

                         خیلـــی دوست دارم  مم

|+| نوشته شده توسط Ahmad در یکشنبه هشتم مهر 1386 ساعت 16:2 |
میخوام چیکـــــار.....................؟؟؟؟
اون روزای رفترو میخوام چیکار؟؟؟؟؟اون همه خاطررو میخوام چیکار؟؟؟؟؟وقتی که دیگه کنارم نباشی من یه عشق دیگرو میخوام چیکـــــار؟؟؟؟؟

زندگی با همه خوبیش مال تو من دیگه بسه هیچی نمیخوام . تو میگی میرم و پیدام نمیشه حتی تو رویات نمیام . تو فقط بگو که از من چی میخوایی؟هرچی که دلت بخواد اون میشم یه دفعه خاک زمین میشم برات یه دفعه ابر تو آسمون میشم

      فقط تو رو خدا از پیشم نرو منو عزیز من ترک نکن که این دل بی تو میمیره

                

|+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه چهارم مهر 1386 ساعت 19:10 |
همه میدونن دنیای منی ...................! همه میدونن مال منی ......................!

عزیز منی جون منی تو . بی تو دل بی تو میمیره بی تو زندگی رنگ غم میگیره  . دیگه نگو نمیدونی دل من توی دستای تو اسیره . همه میدونن دنیای منی . حسرت با تو توی دل من لونه کرد عشق تو عاقبت منو دیوونه کرد همه میدونن مال منی

|+| نوشته شده توسط Ahmad در سه شنبه سوم مهر 1386 ساعت 20:24 |
پس ساده میگویم، ساده...دوستت دارم.......................!!
 

حس که پیدا شد عشق باریدن گرفت، هیچ میدانی رمز عاشق بودن هرکس فقط این است: ساده بودن، ساده دیدن، و ساده پذیرفتن...پس ساده میگویم، ساده...دوستت دارم

                   ساده میگم خیلــــــی دوست دارم

|+| نوشته شده توسط Ahmad در شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 21:10 |
دوستت دارم چون تک ستاره ي زندگي مني ..........................!!

دوستت دارم چون تک ستاره ي زندگي مني دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني

                 میدونی که تمام لحظات عمرم تیک تاک قلبم به امید تو میزنه

|+| نوشته شده توسط Ahmad در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 19:43 |
براي عشقت بمير ولي كسي رو نكش......................!!

براي عشقت گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشقت مثل شمع بسوز ولي نگذار عشقت ببينه. براي عشقت پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشقت جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشقت وصال كن ولي فرار نكن . با عشقت  زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشقت بمير ولي كسي رو نكش . براي عشقت خودت باش ولي خوب باش.

|+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 17:29 |
دل بریدم از تمام زندگی در تو گم گشتم به نام زندگی!!
                      

دل بریدم از تمام زندگی    در تو گم گشتم به نام زندگی  

                       با تو بودن شد برایم هر نفس       معنی ناب کلام زندگی

               تمام زندگیم با تو نوشته شده عزیز دلـــــــــــــــم

|+| نوشته شده توسط Ahmad در سه شنبه بیستم شهریور 1386 ساعت 21:7 |
يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا ميشوم

عاقبت از عشق تو خاك كليسا ميشوم ميكشم دست از مسلماني مسيحا ميشوم انقدربنشينم در كشتي عشقت روز و شب  يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا ميشوم.

        خودت میدونی که به جز تو به هیچ چیز یا کسی دیگه ایی فکر نخواهم کرد

                  بخدا خیلی دوست دارم

|+| نوشته شده توسط Ahmad در سه شنبه بیستم شهریور 1386 ساعت 16:7 |
example: