قصد از نوشتن آرامش است هر چند اين گونه نوشتن تازه شروع طوفان است
قايم باشک......................!!
رسم بازي عشق اين بود که من بشمارم و تو قايم شوي به همان رسم هاي قديمي کودکانه (قايم باشک) هنوز نشمرده بودم که رفتي و چنان ناپيدا که براي هميشه بدنبالت سرگردان و آواره شدم لعنت به اين بازي بچه گانه لعنت .
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 ساعت 21:29
|
گریه های بی صدا........................!!
گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست ردپای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست .
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 ساعت 19:7
|
عشق بازیچه نیست .............................!!
عشق بازیچه نیست نگاهی به اعماق وجود است و چه سرد و چه گرم همیشگی است و رهایی از آن نا ممکن .
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 ساعت 18:44
|
10 کلاس ...................................!!
گويند که مکتب عشق را 10 کلاس است :
1- نگاه 2- عشق 3- مهر و محبت 4- عاطفه و احساس 5- دوستي 6- خواستن 7- بوسه 8- ازدواج 9-زندگي 10- مرگ
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 ساعت 17:22
|
الهی.........................!!
الهـی ای فلک دیگر نگردی اگر دور قـبر حیـــدر نگــردی
الهـی ای نفس بی حب زهـرا اگر رفتی به سینه برنگــردی
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در جمعه بیست و یکم مهر 1385 ساعت 17:52
|
یا علـــی...........................!!
یا علـــی
زیادی خوبی کردی رفتی نموندی با ما
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در جمعه بیست و یکم مهر 1385 ساعت 17:15
|
تـــا............................؟؟
با یه شکلات شروع شد من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دستم من بچه بودم اونم بچه بود سرم بلند کردم سرش بلند کرد دید که منو میشناسه خندیدم گفت دوستیم گفتم دوست دارم گفت تا کجا گفتم دوستی که تـــا نداره گفت تا مرگ خندیدم گفتم من که گفتم تـــا نداره گفت باشه تا پس از مرگ گفتم نه نه نه گفتم تـــا نداره گفت قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن یعنی زندگی پس از مرگ بازم با هم دوستیم تا بهشت و جهنم تا هر جا که باشه من و تو با هم دوستیم خندیدمو گفتم تو براش تا هر کجا که دلت میخواد یه تـــا بذار اصلا" یه تـــا بکش از سر این دنیا تا او دنیا اما من اصلا" براش تا نمیزارم نگام کرد نگاش کردم باور نمی کرد میدونستم اون میخواد دوستی ما حتما" تـــا داشته باشه دوستی بدون تـــا رو نمی فهمید
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 ساعت 19:52
|
يه جاده از دل تو تا دل من ..........................!!
گريه كردم تا بدوني زندگي بي غم نمي شه اگه دستمو بگيري از غرورت كم نمي شه ساكت و صبور و عاشق وقتي حوصله نداري پيش دل من حرف عشق و كم مياري لحظه هام تلخ و حقيرن وقتي قهري با دل من كاش چشات يه جاده ميزد از دل تو تا دل من .
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 ساعت 17:49
|
چند نکته از گابریل گارسیا مارکز.........................!!
-
دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام بودن با تو پيدا مي كنم.
- هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.
- تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
- هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
- به چيزي كه گذشت غم نخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن.
- زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري.
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در دوشنبه هفدهم مهر 1385 ساعت 16:51
|
ای کاش..................!!
آنروزی که با کوله باری از عشق و صفا و محبت در بتکده قلبم را زدی و من بی محابا در را به روی تو گشودم هنوز به خاطرم هست .هنوز به یاد دارم که دوست داشتنت را در طبقی از عشق با شاخه هایی از محبت و وفا گذاشته و تقدیمم کردی .روزهای سرد زمستانی را با حرارت وجودت برایم گرم ساختی و لحظات تلخ زندگی ام را با شیرینی کلامت چون عسل ساختی .به کلمه دوستت دارم عادتم دادی .با کلمه عشق اشنایم کردی . و محبت کردن را به من اموختی .به من می گفتی گل را باید دید . بویید ؛ نه اینکه گل را از شاخه چید .
حالا کجایی که ببینی ؟
در بتکده قلبم باز مانده است .عشق و محبت و صفا سرگردانند.به دوستت دارم عادت کردم و با عشق کاملا" اشنایم و محبت کردن را به دیگران اموزش میدهم .ای کاش زود تر به این واژه ها خو گرفته بودم .ای کاش زود تر اموخته بودم .عزیزم :در بتکده قلبم را تا بازگشت تو باز میگذارم . بازگرد بازگرد و ببین اموخته هایت را .بازگرد و بشنو دوستت دارم را.......
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 ساعت 17:55
|
ماتمکده.....................!!
نمیدانم چرا غمگینم ای دل
اسیر ماتمی سنگینم ای دل
اسیر روزگار غربتم ای دل
تو رو ماتمکده می بینم ای دل
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در جمعه چهاردهم مهر 1385 ساعت 18:11
|
حصار......................!!
درد من حصار برکه نيست درد زيستن با ماهياني است که فکر دريا به ذهنشان خطور نکرده است .
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ساعت 19:40
|
بـا قـدسيـان همـراز کـن .................................!!
يارب ندارم جـز تو کس تنهـا تـوئي فــريـادرس خود وارهانم زين قفس تـا ميـرود از مـن نفـس يــارب دلــم را بــاز کـــن با عشق خود دمساز کن روزي مــرا آزاد کـــن بـا قـدسيـان همـراز کـن .
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ساعت 19:25
|
سر صحبت را تو با من باز کردي .....................!!
مرا با عــاشقان دمسـاز کردي در غــم را بـرويـم بــاز کــردي نمي گفتم سخن از عشق اما سر صحبت را تو با من باز کردي .
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ساعت 19:24
|
من صبر از تو نتوانم ....................!!
چنانت دوست ميدارم که گر روزي فراق افتد تو صبر از من تواني کرد و من صبر از تو نتوانم.!
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ساعت 19:24
|
نان مقدس........................!!
عشق شما را هم چون بافه هاي گندم براي خود دسته ميکند ميکوبدتان تا برهنه تان کند سپس غربالتان مي کند تا از کاه جداتان کند آسيابتان ميکند تا سپيد شويد آنگاه شما را به آتش مقدس خود مي سپارد تا براي ضيافت مقدس خداوند ناني مقدس شويد.
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ساعت 19:23
|
امتداد زندگي .....................!!
مي توان در امتداد زندگي مهرباني را در سايه ي مهتاب ديد مي توان از غصه و غم ها گذشت باز به شهر رويا ها رسيد مي توان از دره ي کينه گذشت رفت و در باغ نيا يش لانه کرد ميتوان با يک کلام آشتي در درياي مهر سنگر نهاد
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ساعت 19:22
|
درک کردن معنی دوست داشتن...................!!!!
نمی دونم چه جوری به زبون بیارم یه روزی میاد که با یه نگاه با یه لبخند وبالاخره با یک جمله شروع میشه کلامی به نام دوست داشتن اما آیا واقعا" کسی هست که معنی این جمله رو بفهمه نه فکر نکنم میدونید چرا چون دوست داشتن واقعی دیگه فکر نکنم تو این دنیای که حتا ابر هم برای آدم تنها نمیغره اشک نمیریزه نمیگم منم معنی این کلمه رو کامل میدونم ولی اونقدر میدونم که حتی بابا چه جوری بگم اگر با کسی هم هستی فرقی نمی کنه کی هست دختر یا پسربالاخره دوسته اگر واقعا" معنی این جملرو بفهمی دل کسی رو برای بدست آوردن دیگر دلی نمیشکونی...........................................
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در سه شنبه یازدهم مهر 1385 ساعت 17:23
|
مرا به انفرادي قلبت بينداز.......................!!!!
نظام عمومي بدنت را بر هم زدم! بند چشمانت را هزار بار از اشک تر کردم! زندانيان ديگرت را فراري دادم! عاشق آشوب گر تو اينجاست مرا به انفرادي قلبت بينداز
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 18:41
|
از برايش قلب خود تقديم كن ......................!!!!
عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او عشق يعني ماتهب از يك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه عشق يعني عطر خجلت شور عشق گرمي دست تو در آغوش عشق عشق يعني بي تو هرگز پس بمان تا سحر از عاشقي با او بخوان عشق يعني هر چه داري نيم كن از برايش قلب خود تقديم كن
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در شنبه هشتم مهر 1385 ساعت 21:51
|
هرگز.......................!!!
کسي را که خوابيده است ، مي توان بيدار کرد اما کسي که خود را به خواب زده هرگز.
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در شنبه هشتم مهر 1385 ساعت 21:47
|
تو هرجور که باشي قشنگي ...................!!
زندگي قشنگه اگه با تو باشه مرگ قشنگه اگه براي تو باشه دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي .
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در شنبه هشتم مهر 1385 ساعت 21:45
|
آرزوهایم..............................!!
مي خواهم از آرزوهايم برايت بگويم پس خوب گوش كن:
1.مي خواهم گلي باشم كه تو هر صبح آن را بو ميكني .نه مي ترسم تو آن را پرپر كني نمي خواهم پر پر شده تو باشم.
2.مي خواهم نگين انگشتري باشم در دست تو مي درخشد .اما نه مي ترسم تو آن را گم كني نمي خواهم گمشده تو باشم
پس به آخرين آرزويه من خوب گوش كن اي كاش وقتي كه من مُردم بر سر قبر من بيايي تا دوباره قلبم به تپش آيد .
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در جمعه هفتم مهر 1385 ساعت 20:5
|
هرگز................................!!
اگر خورشید تابیدن را فراموش کند و اگر باد وزیدن را و اگر پرنده پرواز کردن را و اگر ستاره درخشیدن را و اگر قلب ها عشق ورزیدن را
هرگز تو را فراموش نخواهم کرد...............
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در جمعه هفتم مهر 1385 ساعت 20:2
|
لحظه...............................!!!!
هر لحظه گنج بزرگی است گنجتان را مفت از دست ندهید باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمی ماند دیروز به تاریخ پیوست فردا معما است و امروز هدیه است .
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در جمعه هفتم مهر 1385 ساعت 20:1
|
بخشش.............!!!
نمي بخشمت بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي بخاطر تمام غمهايي که بر صورتم نشاندي نمي بخشمت بخاطر دلي که برايم شکستي بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي نمي بخشمت بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي بخاطر نمکي که بر زخمم گذاردي و مي بخشمت بخاطر عشقي که بر قلبم حک کردي........
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در جمعه هفتم مهر 1385 ساعت 20:0
|
اما براي تماشاي تو همين يک لحضه باقي است ............!!
ميروي و من فقط نگاهت ميکنم . تعجب نکن که چرا گريه نمي کنم ؟
بي تو يک عمر فرصت گريه کردن دارم . اما براي تماشاي تو همين يک لحضه باقي است
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در جمعه هفتم مهر 1385 ساعت 19:57
|
سخته...............!!!
سخته یکی بهت بگه ستاره شو بچینمت یکم که بگذره بگه دیگه نیا بمینمت.
تقصیر اون نیست تقصیر روزگار که چیزی به نام معرفت رو به آدما نمیشناسونه.........
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در جمعه هفتم مهر 1385 ساعت 16:37
|
مشکی..............!!!
کساني که قرمز ميپوشند از اعتماد بيشتري نسبت به خود بر خوردارند . کساني که زرد ميپوشند از زيبايي خود لذت ميبرند . کساني که لباس مشکي به تن ميکنند نميخواهند مورد توجه قرار گيرند ولي به کمک و درک شما نياز دارند
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه پنجم مهر 1385 ساعت 16:12
|
نقاشی چشمان تو...............!!
يک گوشه نشستهام پر از تشويشم نقاشي چشـــــمان تو هم در پيشم زيـــــــــباتر از آني که تصــــور بکـنم من جز تو به هيچکس نمي انديـشم
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه پنجم مهر 1385 ساعت 16:10
|
دوست داشتن................!!
دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم.
|
+| نوشته شده توسط Ahmad در چهارشنبه پنجم مهر 1385 ساعت 16:7
|