اگر دریای دل آبیست تویی فانوس زیبایش.اگر آینه یك دنیاست تویی معنای دنیایش.تو یعنی دستهای گل را ز آن سوی افق چیدن.تو یعنی پاكی باران.تو یعنی لذت دیدن.تو یعنی یك شقایق به یك پروانه بخشیدن.تو یعنی از سحر تا شب به زیبایی درخشیدن.تو یعنی یك كبوتر را ز تنهایی رها كردن.خدای آسمانها را به آرامی صدا كردن.تو یعنی مثل نیلوفر همیشه مهربان بودن.تو یعنی باغی از مریم.تو یعنی كهكشان بودن.تو یعنی چتری از احساس برای قلب بارانی.تو یعنی پیك آزادی برای روح زندانی.تو یعنی در زمستانها به فكر پونه افتادن.تو یعنی روح باران را متین و ساده بوسیدن و یا در پاسخ یك لطف به روی غنچه خندیدن.اگرچه دوری از اینجا تو یعنی اوج زیبایی. كنارم هستی و هر شب به خوابم باز میآیی برای قلب بارانی . تو یعنی پیك آزادی برای روح زندانی.تو یعنی در زمستانها به فكر پونه افتادن.تو یعنی روح باران را متین و ساده بوسیدن و یا در پاسخ یك لطف به روی غنچه خندیدن اگرچه دوری از اینجا تو یعنی اوج زیبایی. كنارم هستی و هر شب به خوابم باز میآیی.
درباره وبلاگ

آنگاه كه از تمام روزمرگي ها خسته مي شوي سراغ از كه مي گيري؟
آنگاه كه هنگامه دلتنگي از راه مي رسد به كه مي انديشي؟
آنگاه كه شباهنگام پريده رنگ از خواب برمي خيزي خواب كه را ديده اي؟
شباهنگام كه از كوچه باغ مي گذري براي كه شعر كوچه مشيري را زمزمه مي كني؟
در آن باران شبانه كه كوچه را گز مي كردي ياد كه همراه تو بود؟
در آن مهماني شاد به ياد كه افتادي كه بغض كردي؟
چرا زماني كه سخن از عشق مي آيد گونه هايت به نرمي خيس مي شود؟
اري اين سخنان اوست كه همراه من است و من با نگاه به او مي گويم ديگر چيزي نگو
آنگاه كه هنگامه دلتنگي از راه مي رسد به كه مي انديشي؟
آنگاه كه شباهنگام پريده رنگ از خواب برمي خيزي خواب كه را ديده اي؟
شباهنگام كه از كوچه باغ مي گذري براي كه شعر كوچه مشيري را زمزمه مي كني؟
در آن باران شبانه كه كوچه را گز مي كردي ياد كه همراه تو بود؟
در آن مهماني شاد به ياد كه افتادي كه بغض كردي؟
چرا زماني كه سخن از عشق مي آيد گونه هايت به نرمي خيس مي شود؟
اري اين سخنان اوست كه همراه من است و من با نگاه به او مي گويم ديگر چيزي نگو
منوي اصلي
نوشته هاي پيشين
دوستان
لوگوي دوستان
آمار وبلاگ
WebDarWeb
